شهادت حمیدرضا رجبزاده و قلبی که برای اعتقادش تپید:
در تمدن آزتک، بیرون آوردن قلب تپنده قربانی برای تضمین طلوع خورشید، عملی نمادین بود: قلب نه فقط پمپ خون، که مرکز روح و حافظه به شمار میرفت. جالب است که علم عصبقلب امروز تأیید میکند قلب دارای شبکهای از نورونهاست که احساس تعلق و امنیت را پردازش میکنند. شکافتن سینه برای قلب یک باورمند، در واقع متلاشی کردن عمیقترین پیوند ایمان-حیات است.
راهکار:
شهادت در این متن تنها یک فاجعه نیست، بلکه تکرار کهنالگوی قربانی شدن است که در آن اعضای بدن به واسطهای برای تداوم یک باور تبدیل میشوند. قلب تپنده نه نابود میشود، که در حافظه جمعی، به ضربان یک ایده بدل میگردد.