شعر تیکهدار: چه ایمانی که به گیسویی بلرزد؟:
پدیدهای در روانشناسی اجتماعی به نام «اثر رومئو و ژولیت» میگوید هرچه چیزی را بیشتر ممنوع کنی، جذابیت و وسواس فکری نسبت به آن را تشدید میکنی. پوشاندن اجباری گیسو در عمل آن را از یک عضو عادی به یک تابوی روانی بدل میکند که ذهن را بیشتر درگیر خود میکند تا ایمان را آزاد. جالب است که در پژوهشی، مردانی که در محیطهای سرکوبگر بصری بزرگ شدهاند، به طور ناخودآگاه توجه انتخابی بسیار بالاتری به نمادهای پوشیده شده (حتی در تصاویر خنثی) نشان دادهاند، انگار مغزشان روی «کشف ممنوعه» تنظیم شده است. ایمانی که وابسته به کنترل دیگریست، اصلاً ایمان است یا تنها عادتی شکننده؟
راهکار:
این بیت با ظرافت مفهوم «کانون کنترل بیرونی» در ایمان را هدف میگیرد. اگر ایمان به جای یک لنگر درونی، به نبود گیسو گره بخورد، در واقع نه ایمان که یک توافق شکننده با محیط است. شاید لرزش واقعی نه در مرد، که در ساختار فکریای است که تقصیر را همیشه بر گردن موی رها شده میاندازد تا تربیت نشده.