احسن الخالقین بودم؛ اما او همه خالقین را دوست داشت:
در روانشناسی رابطه، «اصل کمیابی» میگوید ارزش ما نه به کیفیت مطلق، بلکه به انحصاری بودن توجهمان گره خورده است؛ وقتی کسی همزمان به چند نفر علاقه دارد، مغزش وارد حالت مقایسهای میشود و هیچکدام را عمیق پردازش نمیکند. پژوهشها نشان میدهد حق انتخاب زیاد، ترشح دوپامین را به پیشبینی پاداش وابسته میکند نه به دریافت آن؛ برای همین فردِ چندگانهپسند همیشه در فاز هیجان است، نه دلبستگی. «بهترین» بودن نزد او فقط یک گزینه در قفسه است.
راهکار:
این جمله یک تراژدی مدرن است: تو برای کسی «اثر هنری منحصربهفرد» شدهای، ولی او فقط یک گالریگرد حریص است که از تماشای همه آثار لذت میبرد. مشکل از شاهکار بودن تو نیست؛ مشکل از سلیقهای است که بهجای دلبستگی، همهچیز را مصرف میکند. در اقتصادِ توجه، خاص بودن تضمینِ دیده شدن نیست؛ کمیاب بودنِ نگاه طرف مقابل است که ارزش میسازد.