جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

احساس تحقیر

1 پست
متن های احساس تحقیر / بهترین متن احساس تحقیر [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب

باورم هرگزنمیشدغــم زمینگیرم کند
در جوانی غصه های من مرا پیرم کند
بـاورم هـرگـزنمیشدبـازی چـرخِ فلک
در هجوم بیکسی از زندگی سیرم کند
باورم هرگز نمیشد گردش این روزگار
بال وپر بسته مرا در بند وزنجیرم کند
بــاورم هــرگــز نمیشد روبـروی آینــه
از خودم حتی مرا اینگونه دلگیرم کند
بــاورم هـرگـزنمیشدبیـگنـاه ِبیـگنـاه
اینچنین قـربـانی دستـان تقدیرم کند
بـاورم هـرگز نمیشد آنکه دم زد ازوفا
پیش چشمان همه اینگونه تحقیرم کند️
4.5
غمگین فلسفی بی‌وفایی احساس تحقیر غصه جوانی ناباوری به تقدیر
آیا می‌دانستی ذهن انسان برای بقا نیازمند «احساس کن...

شکستن باورها: وقتی تقدیر قربانیت می‌کند:

آیا می‌دانستی ذهن انسان برای بقا نیازمند «احساس کنترل» است؟ وقتی باور کنیم تقدیر ما را قربانی می‌کند، در واقع مکانیزمی به نام «سرزنش بیرونی» فعال می‌شود که از افسردگی محافظت می‌کند. اما پژوهش‌ها نشان داده پذیرش عدم قطعیت (نه تسلیم) با سلامت روان ارتباط مستقیم دارد. عجیب نیست که همین شعر، با وجود غمش، یک جور اعتراض به ناعادلانه بودن زندگی است؟

راهکار:

این شعر انگار از جایی می‌آید که آدم باور نمی‌کند تقدیر تا این حد می‌تواند ناجوانمرد باشد. شاید اگر یک قدم عقب‌تر بایستی، ببینی که این «قربانیِ تقدیر» بودن در واقع همان «انتخابِ ناآگاهانه» است. روان‌شناسی می‌گوید وقتی باور کنیم همه‌چیز دست سرنوشت است، قدرت خود را به بیرون می‌دهیم. آیا می‌شود همین ناباوریِ الانت را تبدیل کرد به باوری تازه؟

مشابه ها