مشکل این است که فکر میکنی زمان داری؛ آینده نزدیکتر از آنهاست:
مغز انسان در زمان حال و آینده دو سیستم پردازشی متفاوت دارد؛ آزمایشهای تصویربرداری عصبی نشان میدهد وقتی به «خود آینده» فکر میکنیم، همان بخشهایی فعال میشود که برای یک غریبه فعال میشود، نه برای خودمان. یعنی از نظر عصبشناختی، خودِ آینده برای ما یک آدم غریبه است و به همین دلیل تصمیمهای امروزمان را راحت فدای لذت الان میکنیم. اسم این در روانشناسی «تخفیف زمانی» است: پاداشهای دور را کمتر از ارزش واقعیشان میبینیم. پس احساس «هنوز وقت دارم» فقط یک کوتاهی دیدِ تکاملی است، نه وعدهی واقعی.
راهکار:
این جمله را از زاویهی معکوس بخوان: زمان داری، اما نه آنقدر که منتظرِ شروعِ «نسخهی کاملِ خودت» بمانی. یعنی مشکل، کمبود زمان نیست؛ مشکل، تأخیرِ بیموردِ زندگی کردن است.