ما بدون هم: شعری از کاکایی دربارهٔ ناتمامی عشق:
در علوم اعصاب، 'نورونهای آینهای' و پدیدهٔ 'خودگستری' باعث میشوند ما هویت شریک عاطفی را واقعاً در خود ادغام کنیم. درد دوری عشق، دقیقاً همان مسیرهای مغزی درد فیزیکی را فعال میکند. یعنی 'ما بدون هم دو حرف ناتموم' یک استعاره نیست، یک واقعیت زیستی است. جالبتر این که پس از جدایی، مغز ناچار است مسیرهای عصبی را بازنویسی کند تا ردپای آن 'ما' را پاک کند.
راهکار:
این شعر را میتوان از دریچهٔ 'خودِ متصل' نگاه کرد: جایی که هویت در گرو رابطهات با دیگری معنا مییابد. اما نکتهٔ ظریف این است که در عشق بالغانه، 'من' و 'تو' باید قبل از 'ما' شکل گرفته باشند، وگرنه دو نگاه بیتفاوت حتی در کنار هم ساکت میمانند. ناتمامی شاید آینهٔ ناتمامی درون خود ماست.