وقتی همه چیز تحت کنترل است، اما نمیدانیم کنترل دست کیست:
توهم کنترل یک سازوکار دفاعی است؛ مغز برای تحمل ابهام، مفهوم «کنترلکننده» را میسازد. آزمایش الن لنگر نشان داد وقتی افراد بلیت بختآزمایی را خودشان انتخاب میکنند، شانس موفقیت را بیش از آنچه هست تخمین میزنند، در حالی که هر دو بلیت کاملاً شانسیاند. ما عاشق خیال کنترل هستیم، چون هرجومرجِ «بیکنترل بودن» قابل تحمل نیست. حتی اسم «خدا» یا «سرنوشت» هم برچسبی بر روی همین نیاز است. پس شاید سوال درست این نباشد که کنترل دست کیست، بلکه: چرا تحملِ بیکنترلی اینقدر ترسناک است؟
راهکار:
اگر پذیرش ابهام سخت است، این جمله را معکوس کن: «همهچیز از کنترل من خارج است؛ فقط نمیدانم چرا آرامشم را به آن گره زدهام.» این چرخش، تمرکز را از پیدا کردنِ کنترلکننده به شناخت وابستگیات میبرد. از خودت بپرس: اگر هیچ کنترلی وجود نداشت، اولین کاری که انجام میدادی چه بود؟