چرا نشدنها بیشتر از شدنها به یاد میمانند؟:
روانشناسی به این پدیده میگوید «اثر زیگارنیک»: مغز ما کارهای ناتمام و فرصتهای ازدسترفته را تا ۲ برابر واضحتر از کارهای تمامشده نگه میدارد. دلیلش بقاست؛ مغز برای یادآوری تهدیدها و کمبودها سیمکشی شده تا برای فرصتهای ممکن آماده باشد. به همین دلیل «نشدنها» در خاطره سنگینتر از «شدنها» مینشینند. آیا میشود این حافظه را به ابزار انگیزه تبدیل کرد؟
راهکار:
این جمله را میشود از زاویهی دیگری دید: «نشدنها» همان انتخابهای ناخودآگاه ما بودند؛ هر اتفاقی که نیفتاد، جایی برای اتفاقی که افتاد باز کرد. همان «نشدن»ها، اسکلت نامرئی «شدن»های امروزند.