نه ادعای جاهلیت نه ترس از بشریت؛ نگاهی به روانشناسی شجاعت:
مغز اجتماعی انسان طرد شدن توسط دیگران را در همان ناحیهای پردازش میکند که درد فیزیکی را حس میکند؛ به همین دلیل ترس از بشریت میتواند به اندازهی یک آسیب واقعی فلجکننده باشد. از سوی دیگر، «ادعای جاهلیت» گاهی نقابی برای اثر دانینگ-کروگر است: فرد با اعلام نادانی، از نقد مصون میماند. جالب اینکه جوامعی با شاخص اعتماد اجتماعی بالا، ترس بینفردی کمتری دارند. اگر ترس از دیگری ذاتی بود، هیچ جامعهای نمیتوانست از قبیله فراتر برود. آیا بیاعتمادی به آدمها یک انتخاب عقلانی است یا یک واکنش دفاعی؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهی «اصالت وجودی» دید: نه خود را نادان جا میزنی تا از نقد فرار کنی، نه از قضاوت جمعی میترسی. از نظر روانشناسی، این حالت به ایستادن در مرز میان فروتنی واقعی و انزوای خودخواسته شبیه است؛ جایی که فرد بدون نیاز به تأیید یا رد دیگران، موضع خود را حفظ میکند، اما همینجا مرزش با بیاعتمادی مزمن بسیار باریک میشود.