انسانها غیرقابل تحملاند، نه زندگی:
پارادوکس انسانگریزی: شوپنهاور با وجود بدبینی به انسان، زندگی را ارادهای کور میدانست که خودش بیرحم است. در روانشناسی، «انسانها غیرقابل تحملاند» اغلب مکانیزم دفاعی پس از انتظارهای برآوردهنشده است؛ ذهن برای جلوگیری از آسیب، کل گونه را تعمیم میدهد. آیا مرز بین «آنها» و «زندگی» همیشه همینقدر روشن است؟
راهکار:
این جمله نارضایتی از انسان را از خود زندگی جدا میکند؛ اما در تجربه روزمره، «زندگی» هم شامل رابطهها، تنهایی، طبیعت، هنر و معناست. اگر آدمها غیرقابل تحملاند، میتوان زندگی را در لایههای غیرانسانیترش بازخوانی کرد: نظم طبیعت، سکوت، هنر یا حتی یک ایده انتزاعی که به کسی وابسته نیست.