ژولیت:
«این بار… وقتی چشمانم سنگین شود، قرار نیست بمیرد.
قرار است فقط برایت راه باز شود.»
رومئو:
«و اگر راه باز نشود؟»
ژولیت:
«آن وقت، من دیگر کسی نیستم که بیدار شود.
من فقط میشوم… یادِ تلخی که تو دیر فهمیدی.»️
«این بار… وقتی چشمانم سنگین شود، قرار نیست بمیرد.
قرار است فقط برایت راه باز شود.»
رومئو:
«و اگر راه باز نشود؟»
ژولیت:
«آن وقت، من دیگر کسی نیستم که بیدار شود.
من فقط میشوم… یادِ تلخی که تو دیر فهمیدی.»️
-
عاشقانه غمگین عشق نافرجام خواب و بیداری دیالوگ عاشقانه یاد تلخ عشق یک حقیقت روانشناختی جالب: مغز انسان در خواب خاطرا...