افتخار ایرانی در شاهنامه: دلیر و خردمند و آزاده:
جالب است بدانید که فردوسی در سرودن شاهنامه تنها از واژگانی استفاده کرد که ریشهی فارسی دارند؛ کمتر از ۹ درصد کل واژگان شاهنامه عربی است، آن هم اغلب در بخشهای الحاقی. این پالایش زبانی، همزمان با قرنها سلطهی زبان عربی، نوعی مقاومت مغزی بود: زبان، مرز ذهن است. اگر زبان مادری را از ملتی بگیری، حافظهی تاریخیاش را گرفتهای. شاید به همین خاطر است که در این بیت، زاده شدن از ایران با خردمندی و آزادگی پیوند خورده؛ چون خرد تنها در بستر زبان مادری شکوفا میشود. آیا واقعاً زبان، زادگاه اندیشه است؟
راهکار:
این بیت را میتوان فراتر از شعر ملیگرایانه خواند: فردوسی با کلمهی «زاده شُد»، میان ایران زمین و انسان ایرانی پیوندی اسطورهای برقرار میکند که گویی این صفات از خود خاک برمیآید. از دید روانتحلیلی، چنین کلامی یک «روایت بنیادین» است که خودانگارهی جمعی را شکل میدهد. اگر این مصرع را باور کنی، بخشی از ذهنت آزاد و دلیر میشود. پژوهشهای حافظهی جمعی نشان میدهد تکرار اسطورهها واقعاً مقاومت روانی ملتها را بالا میبرد.