وقتی پشت سر کسی هستی و دیده نمیشی:
آیا میدونستید که در روانشناسی به این پدیده «سوگیری توجه انتخابی» میگن؟ یعنی مغز ما برای صرفهجویی در انرژی، فقط به چیزهایی که براش آشنا یا تازهان توجه میکنه. حضور همیشگی تو به یه «پسزمینه» تبدیل شده که دیگه پردازش نمیشه. این دقیقاً مثل قانون «نقص مرموز» در داستانهای پلیسیه: قاتل اونقدر واضحه که هیچکس بهش شک نمیکنه. سوال اینجاست: آیا راهی برای تبدیل شدن از «پسزمینه» به «نقطه کانونی» بدون ترک صحنه وجود داره؟
راهکار:
این حس رو میشه از زاویهای دیگه دید: شاید اون پشت بودنِ تو، خودش باعث شد که طرف مقابل هیچوقت به فکر نگاه به عقب نیفته. یه کم فاصله گرفتن گاهی آینهای میشه برای دیدن کسی که همیشه بوده.