شعر شهریار: غصه نخور شانه شدن را بلدم:
جالب است بدانید که استعارهی شانهکردن مو برای آرامکردن ذهن، ریشه در عصبشناسی دارد. لمس مکرر و آرام مو، مانند نوازش، باعث ترشح اکسیتوسین میشود که هورمون دلبستگی و آرامش است. در رواندرمانی روایتی، به این میگویند «بازنویسی گرههای داستان»: افکار درهمتنیده را مثل موهای ژولیده، با حرکتهای نرم زبانی، شانه میکنیم تا قصهی منسجم زندگی پدیدار شود. شاید شهریار ناخواسته این تکنیک را در شعرش آورده باشد.
راهکار:
دلآشفتگیها گاهی مثل گرههای مو، با صبر و مهربانی باز میشوند. شانهکردن دل همان مراقبهایست که گرههای ذهن را یکییکی باز میکند، بیآنکه مویی کنده شود.