جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

عکس قدیمی

1 پست
متن های عکس قدیمی / بهترین متن عکس قدیمی [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
عکسی قدیمی را از قفسه بیرون کشیدم، در وهله ی نخست خودم را بازنشناختم، بعد واقف شدم که چقدر از آن آدم دور شده ام. چه تبسم ها و خنده هایی که تا الان از من فرار کرده بودند. چه یادمان هایی که در مغزم خاک خورده بودند...
عجب آدمی، که روزی آن بودم و هم اینک قادر به نیل به آن نیستم؛
چقدر از خویش دور هستم اما نزدیک...
و چه آدم هایی که به من نزدیکند، اما دور...
گویا که عکس همان عکس است و آدم ها همان آدم ها...️
4.2
غمگین فلسفی دلتنگی برای گذشته فاصله از خود نوستالژی و خاطره عکس قدیمی
حافظهٔ ما آرشیو نیست؛ هر بار به یادآوردن، خاطره را...

عکس قدیمی، خودِ دور؛ دلتنگی برای آدمی که بودم:

حافظهٔ ما آرشیو نیست؛ هر بار به یادآوردن، خاطره را با داده‌های امروز بازنویسی می‌کند. در روان‌شناسی، «خودِ ناپیوسته» می‌گوید حسِ یکپارچگی هویت نوعی روایت ذهنی است؛ نسخهٔ گذشته تقریباً یک غریبه است. عکس‌ها این خطای شناختی را ملموس می‌کنند: تصویر ثابت است، ولی معنایش هر روز تغییر می‌کند. آیا عکس قدیمی سندِ ماست یا فقط نسخه‌ای است که امروز انتخاب می‌کنیم؟

راهکار:

این حس را می‌توان از زاویهٔ «خودِ روایتی» دید: ما در هر بار یادآوری، گذشته را مطابق امروز بازسازی می‌کنیم؛ عکس قدیمی سند تغییر است، نه شکست. می‌توانی همین مضمون را در یک قاب دوگانه ادامه بدهی: عکس قدیمی را کنار عکس امروز بگذاری تا فاصله را نه به‌عنوان فقدان، بلکه به‌عنوان ردِ حرکت ببینی.

مشابه ها