امید به دیدار دوباره در دنیایی بدون آدمک:
پاریدولیا باعث میشود مغز در اشیاء چهره ببیند، اما «آدمک» دقیقاً در درهی وهمی مغز قرار میگیرد: نه شیء بیآزار است نه انسان واقعی؛ به همین دلیل حس تهدید و انزجار میسازد. مغز برای تشخیص اصالت، سامانهای جداگانه دارد و آدمکهای اجتماعی همان ناهماهنگی بین ادعا و رفتار را فعال میکنند. پس وعدهی دنیای بدون آدمک، در واقع جستوجوی هماهنگی کامل بین درون و بیرون است.
راهکار:
این متن را میتوانی از زاویهی «آدمکهای درونی» هم ادامه بدهی؛ یعنی تظاهرهایی که خودمان در آینه تمرین میکنیم. دنیای بدون آدمک، در واقع دعوت به بینقابترین نسخهی آدمهاست.