حکایت آدمهای با ذات و بیذاتها:
در روانشناسی اجتماعی، نظریه مقایسه اجتماعی فستینگر میگوید انسانها برای سنجش ارزش خود مدام خود را با دیگران مقایسه میکنند؛ اما پژوهشها نشان میدهد مقایسه رو به بالا با الگوهای دستنیافتنی فعالیت آمیگدال را بالا میبرد و کورتیزول ترشح میکند. جالبتر اینکه مغز بین «ذات داشتن» و «تعلق به جمع» تعارض ایجاد میکند: هرچه بیشتر شبیه دیگران شوی، دوپامینِ تعلق بیشتری میگیری، اما اصالت مسیر سروتونین و احترام بلندمدت است. کدام یکی در شبکههای اجتماعی واقعا برنده است؟
راهکار:
ذات داشتن را نمیشود با فریاد ثابت کرد؛ معمولا همانجا که مدام میگویی «من مثل فلانی نیستم»، ذهن ناخودآگاه مشغول مقایسه است. یک لنز دیگر: آدمهای با شخصیت واقعی کمتر نیاز به اعلام دارند، چون رفتارشان امضای آنهاست. اگر این حکایت خیلیهاست، شاید پرسش بعدی این باشد: چرا اینهمه آدم برای تعریف خودشان اول باید یک «فلانی بیذات» بسازند؟