سکوتهایی که بلندتر از هر اعترافند:
در مذاکره، سکوتِ پس از یک پیشنهاد، طرف مقابل را وادار میکند علیه خودش حرف بزند؛ روانشناسان به آن «سکوت بارداری» میگویند چون ذهن، ابهام را تاب نمیآورد و خودش اعتراف میسازد. در بازجوییها هم بیشترین اعترافها نه بعد از فریاد، که در شکافهای سکوت اتفاق میافتد. سکوت، پرسشی است که جوابش را طرف مقابل باید از جیب خودش دربیاورد. کدام سکوت در زندگیتان بیشتر از هزار حرف گفته؟
راهکار:
سکوت همیشه پنهانکاری نیست؛ گاهی نسخهٔ فشردهشدهٔ یک اعتراف است که فقط کسی که بلد است میخواند. بلندیِ سکوت از جنس صداست نه واژه؛ همانجا که حرف در گلو میماند و معنا از چشمها فریاد میزند.