+ تیکه کتاب :)
برای گردش به صحرا رفته بودند .
سرگرم و خَندان ، مشغول به تماشای
کویر .. در راه علـی به شوخی به
همسرش گفت : پیـٰامبر منرا بیشتر
دوست دارد .
فاطمه باخندھ جـواب داد:
من تنها دخترِ او هستم ، آنوقت
شما را بیشتر دوست بدارد !؟
به محضر پیامبر شرفیاب شدند .
پیامبر که در نظرش شیرین آمده
بود ، لبخند بر لب گفت : جانِ پدر
تو محبوبتَری و علی عزیزتر .
- کتاب: فاطمه علی است...️
برای گردش به صحرا رفته بودند .
سرگرم و خَندان ، مشغول به تماشای
کویر .. در راه علـی به شوخی به
همسرش گفت : پیـٰامبر منرا بیشتر
دوست دارد .
فاطمه باخندھ جـواب داد:
من تنها دخترِ او هستم ، آنوقت
شما را بیشتر دوست بدارد !؟
به محضر پیامبر شرفیاب شدند .
پیامبر که در نظرش شیرین آمده
بود ، لبخند بر لب گفت : جانِ پدر
تو محبوبتَری و علی عزیزتر .
- کتاب: فاطمه علی است...️
4.9
عاشقانه مذهبی همسر بامعرفت دوستت دارم