بهار باشد من تو دست در دست در چمنزاری که می کند عطرش مست نسیمی اید پریشان کند گیسوانم را بببافی تار تار زلف و خرمن موهایم را بوسه باران کنی هر دم گونه های سرخم را زینت دهی با گلها زلف و گیسویم را ب اغوش کشی باز با طرز نگاهت هول شوم و مات بمانم درآن اوج نگاهت چشمک بزنی خنده کنی گیج شوم سرخ شوم در گوشت غزل عشق بگم
⧼پاستیلِ توت فرنگیِ قشنگِ مَـ𔘓ـن!⧽ همیشه بدون دستایِ پنبهایه تو ⧼دستایِ من رو دارن⧽، هربار که از جادههایِ شلوغ بخوای رد بشی یا هر روزی که آسمونِ چشمات رویِ صورت ماهت بباره، دو تا دست هست که برای تو همیشه بازه تکیهگاهت منم، ⧼پناهم⧽ باش!💍🍓🧷️