ای آشنای غریب در بازار ها میگردم و هر چه میبینم برای توست. گرچه ندارمت اما میخرم . به امید اینکه بیایی و منتظرم . منتظرم که در را باز کنی و بگویی هر چه در دلم هست تا باز کنم سفره دلم را . و بشینیم تا سحر من از تو بگویم و تو از خودت . و در نگاه عاشقانه تو خوابم ببرد .️
تــو را دیــدمــت... بعد عــمــری سلام ببین اشـــک شــوقــی که ریزد مـــدام مــانـــدم یا نــمــانــدم به پای تو مــانــدم یا نــمــانــدم (( آمدی جانَـــــم به قُربانَــــت ولی حالا چـــرا؟ بی وَفا حالا که من اُفتاده ام از پا چــــرا؟ اُفتاده ام از پا چــــرا؟ ))️