چقد دردناک بود وقتی ویلیام شکسپیر نوشت: تو گفتی بارونو دوست داری ولی چترتو باز کردی... گفتی خورشیدو دوست داری ولی دنبال سایه بودی... گفتی عاشق وزیدن بادی ولی پنجره رو بستی... و برای همین میترسم وقتی میگی منم دوست داری...️
یه نصیحت از طرف من : هیچوقت هیچوقت انقدر عاشق یه نفر نباشید که وقتی بهتون بی توجهی کرد یا باهاتون سرد رفتار کرد یه چیزی مث سنگ جلو گلوتونو بگیره یا بغض کنید یا بیفتید گریه توی عاشقی بدترین درد همینه که بهش وابسته شده باشین و اون شمارو هر جور دلش بخواد اذیت کنه... ️
عشق چیزیه که میاد و همه چیز رو به هم میریزه ، اون نفست رو حبس میکنه و ضربان قلبت رو تند میکنه و سلامت رو از تنت میگیره. جوری که به محض فکر کردن بهش لرز به تنت میوفته ، انگاری که مریض شدی... و همون عشق در آخر نفست رو تنگ میکنه ، قلبت رو میشکنه و جسمت رو بیمار یه خستگی بی پایان میکنه ، این همون چیزیه که عشق بهش تبدیل شده.... البته اسم دیگه اش هست ، رنج شیرین.. ️