امروز دبیر ریاضی گفت:دو خط موازی هیچ وقت به هم نمیرسن مگر اینکه یکی از اونها خودش رو بشکنه. گفتم:من که خودمو شکستم پس چرا بهش نرسیدم؟ لبخند تلخی زد و گفت:شاید اونم به طرف خط دیگه ای شکسته باشه...!️
و من دوستت دارم؛ به اندازه ی تمام شب هایی که صبح شد؛ به اندازه ی هربار که مژه ام افتاد و تو را آرزو کردم؛ به اندازه ی تمام روز هایی که نبودی؛ به اندازه ی تمام شب هایی که برای داشتنت گریه کردم؛ به اندازه ی هرسال تولدم که موقع فوت کردن شمع تورا آرزو کردم؛ به اندازه ی هربار که ساعت 00:00 تو را خواستم؛ و در آخر به اندازه ی زیبایی تو که پایانی ندارد؛️