من: نرو. لطفاااا میخواستم بگم بدون تو نمیتونم اما پخش زمین شدم. همه برگشتند و نگام کردند، ولی اون به رفتنش ادامه داد. بلندم کردنو گذاشتنم روی صندلی همش داشتم به آرزویی که قبل حرفاش کرده بودم فکر میکردم: . . -اون: مژه افتاده. ی آرزو بکن +من: روزی نباشه که من بدون تو نفس بکشم....
سیاهی چه زیباست اما در چشم های تو سرخ چه زیباست اما در لب های تو چاله چه زیباست اما در گونه های تو بلوطی چه زیباست اما در موج پریشان موهای تو. ✍️حسینی #کتابخونه🧸📚️