"قلب خودخواه من دیگه طاقت نداشت! من نه فداکار بودم نه از خود گذشتگی بلد بودم،من تک تک حرف ها و نگاه و لمس هات رو برای خودم میخواستم... خورشید و طلوعِ من ، ماه و مهتابِ من،همه و همه مالِ تو... رنگین کمون و ستاره های من مالِ تو.. لحظه به لحظه ی من مالِ تو.. همهی وجودِ من برای تو در قبالِ همه ی این ها لبخند ، نگاه و لمس های تو در کنار من ، همهشان برای من.." ️
دل را به دریا زدم، ابراز عشق کنم! گم شدم در کوچه های سردرگمی... تا راه و رسم عاشقی پیدا کنم! نقشه ها در سر دارم، تا تو را شیدا کنم! باز بینم سوی تو، دست و پایم گم کنم... تو بگو، با این حال دلم چکار کنم؟