« با اجازه غزلی تازه فدایت کردم...بر سر سجده نه در شعر دعایت کردم،با اجازه ز همه دست کشیدم امشب،و تو را از وسط جمع سوایت کردمبا اجازه ز تو و چشم و لبت می گویمچه کنم دست خودم نیست هوایت کردم،با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض...تو بزن بوسه بگو باز دوایت کردم!با اجازه به خیالات خودم می پیچم،مثلا بودی و این بار صدایت کردم..با اجازه ز شما و بی اجازه ز همه...بوسه بر شعر زدم باز دعایت کردم! :) »️