نقاشی هام رو برای خودم نگه دارم. +میفهمم... اما فکر میکنم نمایش آثار هنریت به بقیه، یه فرصت خوبه. _شاید... تهیونگ چند قدم جلوتر اومد و به نقاشیهام نگاهی دقیقتر انداخت. +این نقاشی...حس عجیبی بهم میده. انگار یه داستانی پشتش قایمه. _درسته... این نقاشی رو بعد از اتفاقی که برام افتاد کشیدم. ناگهان صدای باز شدن در توی گالری پیچید. مردی با کت و شلوار رسمی و نگاهی سرد، وارد شد...️
بعضی آدما... بعضی روزا... بعضی خاطره ها... بعضی حرفا... بعضی نگاه ها... خیلی دردناکن خیلی دردناک من ازش خاطره دارم، خاطره دردناکی نیست دوست داشتم نامرد 😔 کاش میفهمیدم معنی نگاهات یعنی چی!!! ️