بهار باشد من تو دست در دست
در چمنزاری که می کند عطرش مست
نسیمی اید پریشان کند گیسوانم را
بببافی تار تار زلف و خرمن موهایم را
بوسه باران کنی هر دم گونه های سرخم را
زینت دهی با گلها زلف و گیسویم را
ب اغوش کشی باز با طرز نگاهت
هول شوم و مات بمانم درآن اوج نگاهت
چشمک بزنی خنده کنی گیج شوم
سرخ شوم در گوشت غزل عشق بگم
#المیرا پناهی درین کبود️
در چمنزاری که می کند عطرش مست
نسیمی اید پریشان کند گیسوانم را
بببافی تار تار زلف و خرمن موهایم را
بوسه باران کنی هر دم گونه های سرخم را
زینت دهی با گلها زلف و گیسویم را
ب اغوش کشی باز با طرز نگاهت
هول شوم و مات بمانم درآن اوج نگاهت
چشمک بزنی خنده کنی گیج شوم
سرخ شوم در گوشت غزل عشق بگم
#المیرا پناهی درین کبود️
5.0
عاشقانه شعر همسر دوستت دارم