در وصف اقای استقلال بخونیم:
میفرماید که...💙
من با تو به چَشم آمدم و هیچ نَبودم
چون سایه عدم بود سراپای وجودَم
بر غیرت من عیب مگیر،ای همه خوبی
وقتی که به اندازهی حُسن تو،حَسودم
تقدیر من از بند تو ازاد شدن نیست
دیدی که گشودی دَرو من پرنَگشودم
من نغمهی نِی بودمو چون مویهی عُشاق
با اه درامیخته شد بود و نبودم
یک عمر برای تو غَزَل گفتم و افسوس
شعری که سزاوارِتو باشد،نَسورودم
✨💙️
میفرماید که...💙
من با تو به چَشم آمدم و هیچ نَبودم
چون سایه عدم بود سراپای وجودَم
بر غیرت من عیب مگیر،ای همه خوبی
وقتی که به اندازهی حُسن تو،حَسودم
تقدیر من از بند تو ازاد شدن نیست
دیدی که گشودی دَرو من پرنَگشودم
من نغمهی نِی بودمو چون مویهی عُشاق
با اه درامیخته شد بود و نبودم
یک عمر برای تو غَزَل گفتم و افسوس
شعری که سزاوارِتو باشد،نَسورودم
✨💙️
3.0
شعر عاشقانه استقلال غزل عشق ادبیات در این شعر، شاعر با ظرافت احساسات خود را نسبت به ا...