درد رفتن بدون خداحافظی و شکستن وعدهها:
پدیدهای به نام «ناهماهنگی شناختی» میگوید: وقتی رفتار کسی با حرفش تضاد دارد، ذهن ما برای کاهش تنش، اغلب به دنبال توجیه میگردد. اما جالب اینجاست: آنها هم باورش نمیکردند که میروند. مغز انسان برای پیشبینی آینده ساخته شده، اما وعدههای عاطفی را مثل قراردادهای منطقی پردازش نمیکند. آیا این رفتنهای ناگهانی بیشتر از خود فرد، از ناتوانی ذهن ما در درک ناپایداری احساسات سرچشمه میگیرد؟
راهکار:
این حس آشناست: کسی که قول ماندن داد، رفت. شاید بهتر باشد به جای فکر به «چرا»، روی «چطور ادامه بدم» تمرکز کنی. داستانهای کوتاه بنویس از لحظهای که بعد از این رفتن دوباره نفس کشیدی.