زندگی بدون چرایی: وقتی فلسفه به پوچی میرسد:
فلسفه غرب از نیچه به بعد، با اعلام «مرگ خدا»، جستجوی یک «علت» بیرونی برای زندگی را بیهوده خواند. اکنون پرسش این نیست «برای چه زندهایم؟»، بلکه «با این زندگی چه خواهیم کرد؟» است. این بار سنگین آزادی و مسئولیت، خود بنیادِ معناسازی میشود. آیا این آزادی ترسناک است یا رهاییبخش؟
راهکار:
این حس میتواند دروازهای به تفکر وجودگرایانه باشد: اگر «برای زنده بودن» نمیاندیشی، شاید وقت آن است که بپرسی «با زنده بودنم چه میخواهم *بسازم*؟». تمرکز از «علت» به «عمل» تغییر میکند.