شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان میفشرد فاصله راه نفسم
که اگر زود،اگر زود بیایی دیر است
رفتنت نقطه پایان خوشیهایم بود
دلم از هرچه و هرکس که بگویی سیر است
سایهای مانده زِ من بی تو که در آینه هم
طرح خاکستریاش گُنگ ترین تصویر است
خواب دیدم که برایم غزلی میخواندی
دوستم داری و این ساده ترین تعبیر است
کاش میبودی با چشم خودت میدیدی
که چگونه نفسم با غم تو درگیر است...
|️