هزارتا حرف قشنگ بلدم بزنم که دست یه نفر رو از باتلاق بگیره بکشه بیرون اما خودم تو همون باتلاق دارم غرق میشم، هزارتا راه بلدم که حال کسی رو خوب کنه اما حال خودم انگار سرجاش نیست، انگار تو هر جمعی میتونم با همه بجوشم اما تنهای تنهای تنها باشم، انگار غریق نجاتیم که تو دریا غرق میشه، اینا ترسناکه، اینا زورم نرسیدنه، مشکل من دنیا و اتفاقای مزخرفش نیستن، مشکل من خودمم که زورم به خودم نمیرسه و ....️
5.0
تنهایی غمگین احساس تنهایی در جمع غریق نجات غرق شده زور نرسیدن به خود اثر 'زخم درمانگر' (Wounded Healer) در روانشناسی م...