گله زندگی از جوانی: حسرتی در چند کلمه:
پدیدهی «نوستالژی آیندهنگر»: ذهن انسان موسیقی متن نوجوانیاش را تا ۲۵ سالگی قفل میکند و هر آهنگ بعدی را فرعی میخواند. حافظهی شرححالی، خاطرات ۱۵ تا ۳۰ سالگی را نامتناسب و درخشان بایگانی میکند. به همین دلیل است که حتی در ۲۲ سالگی، به «دیروز بهتر» معتاد میشویم. واقعیت این است: زندگی از جوانی گله ندارد، ما از «توقعی» که از جوانی داشتیم شاکیایم. اگر بهترین دوران، همیشه «همین حالا» پنداشته نشود، چرا مغز این حجم از انرژی را صرف بازسازی گذشته میکند؟
راهکار:
جوانی نه یک بازهی سنی، که نوعی رابطه با زمان است. شاید زندگی از تصویری که در آیینه ذهن از خودت ساختهای گله دارد، نه از عدد تقویم. هر بار که از «جوانی» گله میکنی، داری به زمان خطکشی میدهی که هنوز زندهاش نکردی.