حسرت زندگی نکردن و زخم محبت بیش از حد:
در روانشناسی اجتماعی، محبتِ نامتقارن اغلب به جای قدردانی، «حقِ مسلم» تلقی میشود؛ چون ذهن برای کاهش ناهماهنگی شناختی، ارزشِ دهنده را پایین میآورد. از طرفی پژوهش پشیمانی نشان میدهد حسرتِ «نزیستن» عمر طولانیتری دارد تا حسرتِ «اشتباه کردن». به همین دلیل مغز مدام گذشته را بازنویسی میکند و فاصله بین خودِ واقعی و خودِ ایدهآل را بزرگتر میبیند.
راهکار:
این نگاه، حسرت را به یک پیشبینی قطعی تبدیل میکند؛ در حالی که حسرت واقعی معمولاً نه برای خطاها، بلکه برای انتخابهای انجامنشده است. میشود همین حالا روایت را برگرداند: از محبتِ دادهشده به عنوان بهای شناخت آدمها یاد کن، نه طلب؛ و «زندگی نکردن» را با یک انتخاب کوچک امروز بشکن، نه با نگاه به گذشته.