زندگی؛ رؤیایی که تعبیر نشد:
در روانشناسی، «سندرم زندگیِ تعبیرنشده» با احساس پوچی و ازدسترفتنِ معنا مرتبط است. جالب اینجاست که در فلسفهٔ بودایی، وابستگی به «تعبیر» یا نتیجه، منشأ رنج است. شاید مشکل از خواب نیست، از انتظارِ بیداریِ خاصِ ماست. شما بیشتر از تعبیرنشدن رنج میبرید، یا از زیباییِ خودِ آن خواب خوش؟
راهکار:
این نگاه را میتوان بازنویسی کرد: «زندگی رویایی بود که قرار نبود تعبیر شود، بلکه قرار بود خودِ رؤیا باشد.» این تغییر زاویه، از شکست به پذیرش زیباییِ گذرا حرکت میکند.