زندگی با نبودنها؛ چرا عادت نمیکنیم؟:
مغز برای «نبودن» مرکز عادت ندارد؛ پژوهشهای سوگ نشان میدهد نوروپلاستیسیتی بهجای پاککردن پیوند، آن را در شبکههای جدید جای میدهد. تصویربرداری مغزی نشان داده یادآوری فقدان همزمان نواحی پاداش و درد را فعال میکند؛ پارادوکس «درد شیرین». همین است که عادت را ناممکن و زندگی را ممکن میکند.
راهکار:
این جمله سوگ را نقص حافظه نمیبیند؛ آن را بازتعریف میکند: نبودن حفرهای نیست که پر شود، خلأیی است که یاد میگیریم دورش خانه بسازیم. روانشناسی روایت میگوید ادامهٔ پیوند با ازدسترفته سالم است؛ مغز بهجای حذف او، رابطه را از حضور فیزیکی به حضور روایی تغییر میدهد. همین، زندگی را بدون عادتکردن ممکن میکند.