اگه شخصیت دختر رمانم بودم: زندگی چقدر آسونتر میشد؟:
مغز ما بین تجربهی واقعی و داستانی که با شخصیتها همذاتپنداری میکند، تفاوت چندانی قائل نمیشود. در واقع، نورونهای آینهای ما واکنش نشان میدهند، گویی خودمان در حال انجام آن کار هستیم. به همین دلیل، زندگی در قالب شخصیت رمان، نه فقط خیالپردازی، که تمرینی واقعی برای ذهن است. اگر میتوانستید یک ویژگی از او را به زندگیتان بیاورید، چه بود؟
راهکار:
شخصیتهای رمانها اغلب از دل تجربههای واقعی نویسنده متولد میشوند. شاید نقطهی قوت شما، نه در شبیه شدن به او، که در خلق کردنش نهفته باشد. حالا اگر این قلم را برای بازنویسی یک فصل از زندگیتان بردارید، چه چیزی را تغییر میدهید؟