زن تنها بهشت باقیمانده از نگاه آلبر کامو:
آلبر کامو در «افسانه سیزیف» میگوید باید سیزیف را خوشبخت تصور کرد؛ یعنی خوشبختی نه موهبت بهشتی، بلکه ساخته ذهن انسان است. نکته عجیب این است که خود کامو عشق را نوعی طغیان علیه پوچی میدانست، نه هدیهای از بهشت. پس این جمله را شاید بتوان معکوس خواند: زن بهشت نیست، پنجرهای است رو به جهانی که باید خودت معنیاش را بسازی. آیا ما عشق را بهشت مینامیم تا از پوچی فرار کنیم؟
راهکار:
ایده را گسترش بده: اگر زن تنها باقیمانده بهشت است، مرد چه نقشی دارد؟ نظر کامو درباره عشق و پوچی را جستوجو کن و با دیدگاه شمس تبریزی مقایسه کن؛ گفتوگوی تازهای بساز.