کاش پرنده بودیم آنوقت در جایی!در جایی کنار آجر های دیوار لانه ای میساختیم آنوقت پشت برگ های نارنجی پنهان میشدیم آنوقت در سرمای زمستان هم را به آغوش میکشیدیم وبا هم به انتظار بهار و نارنج ها میرفتیم باهم به غنچه ها خوش آمد میگفتیم و باهم رفتن خورشید آمدن ماه را تماشا میکردیم کاش ما باهم در کنار هیچ آدمی حتی در لانه ای کوچک بین دیوار های آجری پنهان میشدیم تا روح و جانمان آسیبی نبیند️
2.0
عاشقانه شعر فلسفی تنهایی شیرین ارتباط عمیق آرزوی پناهگاه زمستان و امید این شعر زیبا، یادآور مفهوم 'پناهگاه امن' در روانشن...