گل رویت
گل رویت چو خوب رویان ماند
خنده نگاهت به درون جان ماند
چشم هایت چوآن آهوان رمیده
تادرآن نگاهم هزاران پیمان آمد
آن زلف تو چو شب پریشان بود
تا بر زخم نقش آن پریشان ماند
لب تو گفتی تا دل من چو لرزید
تا آتش عشق در آن گریبان آمد
رفتی تو و من در آن کناره پنجره
تاکه بوی زلفت چو به دامان آمد
عارف.ل.اوص د🌹🌹🌹×
️
گل رویت چو خوب رویان ماند
خنده نگاهت به درون جان ماند
چشم هایت چوآن آهوان رمیده
تادرآن نگاهم هزاران پیمان آمد
آن زلف تو چو شب پریشان بود
تا بر زخم نقش آن پریشان ماند
لب تو گفتی تا دل من چو لرزید
تا آتش عشق در آن گریبان آمد
رفتی تو و من در آن کناره پنجره
تاکه بوی زلفت چو به دامان آمد
عارف.ل.اوص د🌹🌹🌹×
️
5.0
عاشقانه شعر شعر عاشقانه کلاسیک دلتنگی بعد از رفتن یار توصیف چشم آهو زلف پریشان بوییدن تنها حسی است که پیش از رسیدن به تالاموس، مس...