نمیدونم دقیقاً کِی اینقدر خسته شدم؛ شاید از جایی که مجبور شدم دردهایی رو تحمل کنم که هیچکس ازشون خبر نداشت. شاید هم از وقتی فهمیدم بعضی زخمها قرار نیست خوب بشن، فقط یاد میگیری باهاشون زندگی کنی. حالا قلبم شکسته، روحم فرسودهست و تاریکی تنها جاییه که لازم نیست وانمود کنم حالم خوبه.️
4.3
غمگین تنهایی خستگی روحی تحمل درد در سکوت زخمهای احساسی زندگی با درد پژوهشها نشان میدهند درد اجتماعی و عاطفی تقریباً ...