دلشکستگی از خودی؛ وقتی زخم نزدیکان عمیقتر از غریبههاست:
مغزِ انسان «خودی» را جزئی از خودش میداند؛ به همین دلیل خیانت او مثل جراحت فیزیکی در «نقشه بدن» پردازش میشود. در نظریه خیانتتروما، زخمِ غریبه فقط به امنیت ضربه میزند، اما زخمِ خودی به «باور به واقعیت» و دلبستگی همزمان حمله میکند. برای همین بازسازی بعد از خیانتِ نزدیکان، سختتر از بهبود زخم جسمی است. آیا درمان این زخم از مسیر بیاعتمادی کامل میگذرد یا بازمعنیکردن «خودی»؟
راهکار:
دقیقاً همینجاست که «خودی» از یک برچسب احساسی به یک مقام اخلاقی تبدیل میشود؛ غریبه با غریبگیاش میزند، ولی خودی با «جایگاهی که به او دادهایم» میزند. پس این جمله، بیشتر از آنکه درباره خیانت دیگران باشد، درباره ارزش دوبارهی مرزگذاری است.