دلش اول غایت تلخکامیاش را نمیفهمد: بیش از آن که هـیجانزده بـاشد گـیج است. امّا هـمچنان که عقلش را باز مییابد متوجه عـمق بـدبختیاش میشود. همهٔ خوشیهای زندگی برایش نابود شده، فـقط نـیش تـیز درماندگی را حس میکند که او را میدَرَد. امّا چه سودی دارد از دردبدنی سخن گفتن؟ کدام دردی را، که فقط بدن حس کند، میتوان با این یکی مقایسه کرد؟
ژان پل.️
ژان پل.️
-
فلسفی روانشناسی درد وجودى ناامیدی فلسفه اگزیستانسیالیسم ژان پل سارتر ژان پل سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست، در این عبارت...