اینجا
یا جای زبالههاست
یا زبالهها!
دوربینم دیگر
عکس نمیاندازد!
میخواهم خزر را
تا کُنم در چمدان
و به جایی
دور از دستِ زبالهها
دور از دستِ رودِ زمان
دور از دستِ زبالهها
سفر کنم؛
به جایی
مثلِ خلوتِ پس از
نقطهی پایانِ یک شعر.:)️
یا جای زبالههاست
یا زبالهها!
دوربینم دیگر
عکس نمیاندازد!
میخواهم خزر را
تا کُنم در چمدان
و به جایی
دور از دستِ زبالهها
دور از دستِ رودِ زمان
دور از دستِ زبالهها
سفر کنم؛
به جایی
مثلِ خلوتِ پس از
نقطهی پایانِ یک شعر.:)️
1.0
זה או מזבלה או הזבל! המצלמה שלי כבר לא מצלמת! אני רוצה לארוז את הים הכספי במזוודה שלי ולנסוע למקום רחוק מהזבל, רחוק מנהר הזמן, רחוק מהזבל; מקום כמו הבדידות שאחרי סוף שיר.:)
آیا میدانستید دریای خزر بزرگترین دریاچه جهان است ...