تنهایی من و تنهایی خدا:
در الهیات مسیحی، مفهوم «خدای تنها» یا «خدای دورافتاده» در لحظه مصلوب شدن مطرح است. اما در عرفان اسلامی، تنهایی خدا اغلب به «توحید» و بیهمتایی مطلق اشاره دارد، نه احساس محرومیت. این پارادوکس جالب است: آیا میتوان احساس انسانی تنهایی را به موجودی فراتر از زمان و مکان نسبت داد؟
راهکار:
این نگاه را میتوان از زاویهای دیگر هم دید: در فلسفه و عرفان، «تنهایی» خدا نه به معنای محرومیت، که به معنای بیهمتایی و غنای مطلق است. شاید احساس تنهایى انسان، فاصلهاى است که باید با پیمودن آن، به این بینیازی وصل شویم.