زاده شدن از باران؛ چکیدن بر تشنه و سیراب:
در فیزیک، قطرهی باران از دل ابری بیرون میآید که بخار آب را روی ذرات غبار متراکم کرده است؛ یعنی هر بارش، حاصلِ همنشینیِ غبار و رطوبت است. پس «زادهی باران بودن» یعنی پذیرفتنِ ناخالصیها و تبدیلشان به زندگیبخشی. نکتهی شگفتانگیز اینجاست: تشنه و سیراب، هر دو از یک رگبار مینوشند، اما هیچ قطرهای نمیتواند انتخاب کند کجا بچکد. آیا تو انتخاب میکنی باران باشی یا ابر؟
راهکار:
این تصویر را میتوان «بخشندگیِ بیقید و شرط» معنا کرد؛ همان حسی که اگر به زندگی روزمره ببری، میشود: «من بارانم، نه برای رضایت کسی، چون باریدن سرشتم است.»