جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

ترسم آن روز بیایی

1 پست
متن های ترسم آن روز بیایی / بهترین متن ترسم آن روز بیایی [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
ترسم آن روز بیایی و نباشد بدنم
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک بدنم
لب آن کوزه بسازند ز خاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان دهنم..((:️
3.4
عاشقانه فلسفی بدن انسان بعد از مرگ کوزه گر و خاک مرگ و عاشقی ترسم آن روز بیایی
هیچ نفسی بدون بازیافت اتم‌ها ممکن نیست؛ بدن تو همی...

ترسم آن روز بیایی و نباشد بدنم؛ عاشقانه مرگ و کوزه:

هیچ نفسی بدون بازیافت اتم‌ها ممکن نیست؛ بدن تو همین الان هم با خاک، هوا و همه آدم‌های زنده و مرده در تبادل است. هر هفت سال تقریباً همه سلول‌های بدنت عوض می‌شوند، پس تو قبلاً چند بار در جسمی دیگر «مرده» و باز ساخته شده‌ای. کلسیم استخوانت از گرد و غبار ستارگان است؛ یعنی کوزه‌گر واقعی جهان، خاک تو را از دل ابرنواخترها بیرون کشیده. ترس شاعر از آن روز، هر روز در مقیاس اتمی اتفاق می‌افتد.

راهکار:

این شعر از «بی‌خبری» معشوق می‌ترسد؛ اگر زاویه را عوض کنی، وحشت بهان‌های می‌شود برای عشقِ امروز: بوسیدنِ آگاهانه‌ای که دیگر نیازی به فردا و کوزه‌گر ندارد. همین حالا می‌توانی پاسخ این ترس را با یک لحظه حضور واقعی بدهی.

مشابه ها