یاد گرفته بود آنها را نشان ندهد، و شاید کار درستی هم همین بود؛ اگر آنها را نشان میداد، ممکن بود مانند گذشته آسیب ببیند. دوست داشتم با او صحبت کنم، به تماشایِ او بنشینم، علاقههایش را بدانم، چیزهایی دربارهاش بفهمم که دیگران نمیدانند. دوست داشتم تا زمانی که زندهام، به تماشای آن روح و رخسار زیبایش بنشینم و چه بسا همین برای من کافی بود؛ برای تمام زندگیام کافی بود.....️
3.0
عاشقانه تنهایی عشق از دور دوست داشتن پنهان حفاظت از احساسات ترس از آسیب عاطفی در روانشناسی، «عشق از دور» یا «لیمرنس» حالتی است ک...
آدما سرد میشن تا بیشتر آسیب نبینن :)️
2.3
روانشناسی تنهایی ترس از آسیب عاطفی بیاعتمادی به آدمها دلیل سرد شدن آدمها سردی و بیاحساسی بیحسی عاطفی یک سازوکار دفاعی است: بعد از تجربهی ...
زیرچشمی نگاهش میکردم...
اما او محو دختری بود که زر سرخ باغش بود.
و من میترسیدم خار آن رز به او آسیب بزند و نباشم...️
اما او محو دختری بود که زر سرخ باغش بود.
و من میترسیدم خار آن رز به او آسیب بزند و نباشم...️
3.4
عاشقانه غمگین ترس از آسیب عاطفی احساس محافظت از دیگری استعاره رز سرخ و خار زیرچشمی نگاه کردن گلهای رز خار ندارند، آنها زائدههای اپیدرمی به ن...
مشابه ها