الکل ممنوع؛ چون تو جیگر منی:
در فارسی «جگر» هم اندام سمزدا است و هم استعاره از عزیزترین آدم؛ همین دوگانگی جمله را هم تهدیدی بیولوژیک میکند و هم ابراز عشق. کبد تنها اندامی است که اگر تا ۷۰ درصدش برداشته شود بازسازی میشود، اما الکل با استرس اکسیداتیو دقیقاً همان سلولها را از کار میاندازد؛ یعنی سم و عشق هر دو به یک نقطه نشانه میروند.
راهکار:
اینجا کبدت هم عضو بدن است و هم معشوق؛ پس ممنوعیت الکل نه محدودیت، بلکه شکل ظریفی از مراقبت است.